به نظر میاد مدت زمان زیادی از وقتی که دست به قلم بردم میگذرد، چندین سال پیش وقتی هنوز دانشجو بودم، فکر نمیکردم روزی برسد که عطش اندیشیدن و نوشتن در من خاموش بشود، و چه بسا کودکی ساده دل بودم ،و نمیدانستم که دغدغه های زندگی و سرو صدای هر روز که تکاپویی هست برای زنده ماندن، بقیه مسائل رو در خودش غرق میکند، بگذریم ...
کتابی که راجبش حرف میزنم یک درام محسوب میشود، درامی راجب غم ،اندوه، از دست دادن و در دل همه این ها امید و انتخاب
این کتاب از زبان بث روایت میشود، دختری رویاپرداز با ارزو های فراتر از نسل خود و عواطفی که در قالب شعر خودشان را نشان میدهند، داستان در دو زمان گذشته و حال روایت میشود و ترکیبی هست از درام، تراژدی و رازی که در کل داستان شما را درگیر میکند ، این کتاب روایت از دست دادن هست و همچنین به دست اوردن . ،روایت انتخاب های ما و اینکه چگونه هر انتخابی حتی به ظاهر کوچک ، اینده ما را به طرز شگفت انگیزی تغییر خواهد داد ، کدام انتخاب بهتر بود ؟ نمیدانیم ، هر انتخابی با خود مجموعه ای هست از حسرت و یا پشیمانی ، ایا کسی هست که ادعا کند انتخابش برای او حسرت یا پشیمانی نداشته هست؟ به عنوان انسان هایی که همواره در تکاپو هستند همیشه در جهنم تصمیم گیری معطل هستیم و به دنبال چیزی بهتر و درست تر میدوویم ، فارغ از اینکه رویایی پوچ را دنبال میکنیم.
در نهایت این کتاب پیچیدگی روابط انسانی رو بررسی میکند، ایا روابطی عاشقانه هست که همواره عشق و جذابیت در تمامی لحظات ان حاضر هست؟ یا عشق واقعی در دل تعهد و ارامش و ثبات نهفته هست؟
در نهایت این کتاب را به همه ان ها که دلشان برای روابط پیچیده انسانی تنگ شده ولی در هزارتویی از افکار و زندانی از جنس ترس گرفتار شده اند، پیشنهاد میکنم .
- ۱ نظر
- ۲۳ آبان ۰۴ ، ۲۱:۰۷